![]() |
| خودسوزی منصور کیهانی معلمی صبوروزحمتکش |
در حالیکه فرهنگیان ایران مثل اقشار
مختلف محروم کشورمان درفقر به سرمی برند. تنها راه حل برای پایان دادن
به این همه فقر ، بیکاری ، اعتیادو درد ورنج مردم سرنگونی این رژیم آن هم به دست خود مردم و
مقاومت سازمانیافته ایران است.
به نام خدا
تا دلی آتش نگیرد حرف جانسوزی نگوید
حال ما خواهی اگر، در گفتهی ما جستجو کن
مرگ بر کلیت رژیم پلید و غارتگر ولایتفقیه؛
ترجمان عملی این شعار، شعلههای آتشی بود که از جسم و جان همکار و همشهریمان برمیخواست. معلمی صبور و زحمتکش که دانش آموزانش بیش از هر چیز از او وقار و متانت را بهخاطر دارند. منصور کیهانی، معلمی 60ساله با حقوق ناچیز بازنشستگی و همسری که قطع نخاع شده بود و هزینههای درمان؛ ماهها در پی ساخت طبقهیی بر روی خانهاش بود تا یکی از فرزندانش در آن ساکن شده و در پرستاری از همسر بیمارش، کمککار او باشد. اما چه باید گفت از اخاذیهای کمرشکن غارتگران رژیم ولایتفقیه که یک دستشان را بر خرخرهی مردم فشرده و دست دیگرشان را در جیب دسترنج آنها انداختهاند، وای بر قسیالقلبانی که بر تختهایشان در شهر شهر میهنمان تکیه زده و جز چپاول و غارت به چیز دیگری نمیاندیشند و بیچاره اقشار دردمند و اسیر مردم که زیر بار انواع فشارها کمر خم کردهاند، تا آنجا که معلم صبور و زحمتکشش چارهای نمییابد، جز خودسوزی.
سوگند که این پدیدههای تکان دهنده، نشانههایی است از قریبالوقوع بودن آتشفشان خشم ملتی تحت ستم که در ساعت سین، ریش و ریشهی آخوندهای دزد و جنایتکار را خواهد سوزاند و خاکستر خواهد کرد.
ما ضمن همدردی با مردم عزادار سنقر و جامعه معلمان ایران، همصدا با معلمان بیدار و خستگیناپذیر سراسر کشور، بار دیگر انزجار خود را از حکومت غاصب ولایتفقیه و ارادهی قوی خود را برای ادامهی اعتراضات برحقمان تا تحقق همه خواستههایمان اعلام میداریم. اعتراضاتی که سرنگونی را در چشمانداز خود داشته و قطعاً در آن جهت گسترده و فراگیر خواهد شد تا آزادی خلق در زنجیر و ریشهکن شدن شجرهی ملعونهی ولایتفقیه. انشاالله.
جمعی از معلمان استان کرمانشاه
تا دلی آتش نگیرد حرف جانسوزی نگوید
حال ما خواهی اگر، در گفتهی ما جستجو کن
مرگ بر کلیت رژیم پلید و غارتگر ولایتفقیه؛
ترجمان عملی این شعار، شعلههای آتشی بود که از جسم و جان همکار و همشهریمان برمیخواست. معلمی صبور و زحمتکش که دانش آموزانش بیش از هر چیز از او وقار و متانت را بهخاطر دارند. منصور کیهانی، معلمی 60ساله با حقوق ناچیز بازنشستگی و همسری که قطع نخاع شده بود و هزینههای درمان؛ ماهها در پی ساخت طبقهیی بر روی خانهاش بود تا یکی از فرزندانش در آن ساکن شده و در پرستاری از همسر بیمارش، کمککار او باشد. اما چه باید گفت از اخاذیهای کمرشکن غارتگران رژیم ولایتفقیه که یک دستشان را بر خرخرهی مردم فشرده و دست دیگرشان را در جیب دسترنج آنها انداختهاند، وای بر قسیالقلبانی که بر تختهایشان در شهر شهر میهنمان تکیه زده و جز چپاول و غارت به چیز دیگری نمیاندیشند و بیچاره اقشار دردمند و اسیر مردم که زیر بار انواع فشارها کمر خم کردهاند، تا آنجا که معلم صبور و زحمتکشش چارهای نمییابد، جز خودسوزی.
سوگند که این پدیدههای تکان دهنده، نشانههایی است از قریبالوقوع بودن آتشفشان خشم ملتی تحت ستم که در ساعت سین، ریش و ریشهی آخوندهای دزد و جنایتکار را خواهد سوزاند و خاکستر خواهد کرد.
ما ضمن همدردی با مردم عزادار سنقر و جامعه معلمان ایران، همصدا با معلمان بیدار و خستگیناپذیر سراسر کشور، بار دیگر انزجار خود را از حکومت غاصب ولایتفقیه و ارادهی قوی خود را برای ادامهی اعتراضات برحقمان تا تحقق همه خواستههایمان اعلام میداریم. اعتراضاتی که سرنگونی را در چشمانداز خود داشته و قطعاً در آن جهت گسترده و فراگیر خواهد شد تا آزادی خلق در زنجیر و ریشهکن شدن شجرهی ملعونهی ولایتفقیه. انشاالله.
جمعی از معلمان استان کرمانشاه

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر